الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

308

إحياء علوم الدين ( فارسى )

طمع از حرام و شبهه . و بدين قياس كن چيزى كه سرما و گرما از تن تو دفع كند . و هر چيزى كه مقصود لباس از آن حاصل شود ، اگر بدان بسنده نكنى در خساست قدر و جنس آن ، پس از آن تو را موقفى و مردّى « 172 » نباشد ، بل از آن جمله باشى كه شكمت را پر نكند مگر خاك . و همچنين در مسكن ، اگر به مقصود آن بسنده كنى ، آسمان سقف و زمين قرار جاى بسنده باشد ، و اگر سرما يا گرما غلبه كند ، مسجدها . و اگر مسكنى خاص طلبى ، بر تو دراز شود ، و بيشتر عمرت در آن صرف شود ، و عمر تو بضاعت تو است . آن گاه اگر تو را ميسر شود و مقصود تو از ديوار جز آن باشد كه ميان تو و چشمها حايل گردد ، و از پوشش جز آن كه باران دفع كند ، پس ديوارها را بلند كردن و سقفها را آراستن گيرى ، در چاهى افتاده‌اى كه بر آمدنت از آن متعذر باشد . و همچنين همهء ضرورتهاى كار تو : اگر بر آن اقتصار نمايى ، به خداى پردازى و توانى كه براى آخرت توشه سازى و براى خاتمت ساخته شوى ، و اگر از حد ضرورت بگذرى و به واديهاى آرزو رسى ، انديشه‌هايت متفرق شود . و خداى - عز و جل - باك ندارد كه در هر كدام واديى تو را هلاك گرداند . پس اين نصيحت قبول كن از كسى كه او به نصيحت محتاج‌تر از تو است . و بدان كه وسعت تدبير و تزوّد « 173 » و احتياط در اين عمر كوتاه است . پس اگر آن را روز بروز دفع كنى در تأخير يا در غفلت ، ناگهان در ربوده شوى در غير وقتى كه خواهى ، و حسرت و ندامت از تو جدا نشود . پس اگر به ملازمت آن چه بدان راه نموديم قادر نشدى به سبب ضعف خوف تو ، چه در آن چه صفت كرديم از كار خاتمت تخويف تو را كفايت نباشد ، پس ما از حال خائفان بر تو آن ايراد كنيم كه اميدواريم بعضى قساوت از دلت زايل كند ، چه به حقيقت مىدانى كه عقل انبيا و اوليا و علما و عمل ايشان و مكان ايشان نزديك خداى كم از عقل و عمل و مكان تو نبود . پس با كندى بصيرت و خيرگى چشم در احوال ايشان تأمل كن كه چرا خوف ايشان سخت بود و گريه و اندوه ايشان بسيار ، تا بعضى از ايشان بيهوش مىشدند و بعضى را غشى مىافتاد و بعضى مرده بر زمين مىافتادند . و عجيب نيست اگر در دلت اثر نكند ، چه دلهاى غافلان چون سنگ است يا سخت‌تر از آن [ 233 ] ، چنان كه حق تعالى گفت : فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، « 174 » اى ، سنگها بعضى آن است كه از آن جويها روان شود ، و بعضى آن كه بشكافد و از آن آب بيرون آيد ، و بعضى آن كه فرود افتد از بيم خداى - عز و جل - و خداى غافل نيست از آن چه مىكنيد . بيان احوال انبيا و ملايكه عليهم السلام در خوف ( 1 ) عايشه روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - چون هوا متغير شدى و بادى سخت جستى ،

--> ( 172 ) مردّ ، انصراف ، بازگشت . ( 173 ) تزوّد ، توشه گرفتن . ( 174 ) بقره 2 - 74 .